المحقق السبزواري
172
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
[ حكايت چهارم كنعان و ذو الكفل ] در بعضى كتب مذكور است كه كنعان از طايفهء عمالقه « 1 » بود ؛ ملكى جبّار متكبّر ظالم و دعوى الوهيّت و خدايى مىكرد و يسع بن خطوب را ، كه مخاطب به ذى الكفل « 2 » شد ، خداى تعالى به نبوّت به كنعان و قوم او فرستاد . بارى ، ذو الكفل در پنهانى مردمان را به عبادت و پرستش خداى عز و جلّ دعوت مىكرد ، و پنهان از كنعان در ولايت او به عبادت و دعوت حقّ مشغولى مىنمود . بعضى از اصحاب فتنه و فساد ، بر حقيقت حال او مطّلع شده به عرض كنعان رسانيدند كه ، « شخصى در اين ولايت پيدا شده و مردمان را به عبادت غير تو مىخواند و اين عمل موجب خلل در ملك و فتنه و فساد است . » كنعان را آتش غضب اشتعال يافته كس به طلب ذو الكفل فرستاد كه او را آورده ،
--> ( 1 ) . بنا به روايات كهن ، عمليق ، مشهور به ابو العماليق ، از فرزندان لاوذ بن سام بود و كنعانيان از جمله ستمگران شام به عمالقه منتسبند . عمالقه هنگام ورود به سرزمين بنى اسرائيل با مقاومت شديد ايشان روبهرو شدند ، ابن اثير ، ج 1 ، صص 44 و 46 و 122 . ( 2 ) . نام « ذو الكفل » در قرآن در سورههاى انبياء ( آيات 85 و 86 ) و ص ( آيات 45 تا 48 ) بعد از ذكر داستان حضرت ايّوب چنين آمده : « وَ إِسْماعِيلَ وَ إِدْرِيسَ وَ ذَا الْكِفْلِ كُلٌّ مِنَ الصَّابِرِينَ . وَ أَدْخَلْناهُمْ فِي رَحْمَتِنا إِنَّهُمْ مِنَ الصَّالِحِينَ . » « وَ اذْكُرْ عِبادَنا إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ أُولِي الْأَيْدِي وَ الْأَبْصارِ إِسْماعِيلَ وَ الْيَسَعَ وَ ذَا الْكِفْلِ وَ كُلٌّ مِنَ الْأَخْيارِ . » دربارهء ذو الكفل پندارهاى گوناگونى وجود داشته است . عدهاى او را چون در آيات قرآن در رديف انبياء آمده است ، پيامبر مىدانستند ، و برخى همچون طبرى وى را در زمرهء مردان صالح و عادل قلمداد مىكردند . در وجه تسميهء او به ذو الكفل - جز آنچه در متن آمده - گفتهاند چون متكفّل ادارهء امور قوم خود و حكمرانى به عدل و داد ميان آنان گرديد ، به او اين لقب داده شد . در روايت ديگر چون شرايط يسع پيامبر را براى جانشينى پذيرفت و از امتحان نيز سرفراز بيرون آمد ، خداوند اين لقب را به او داد . تكفّل روزانهء او به بسيار نمازگزاردن از ديگر منقولات در انتساب اين لقب به اوست . ابن اثير او را « بشر بن ايوب » خوانده كه بعد از پدر مقام نبوت يافت و به ذو الكفل موسوم گرديد و اقامتگاهش در شام بود . با توجّه به اينكه در آيات قرآنى يسع و ذو الكفل به صورت دو شخصيت جدا از هم ذكر شدهاند ، نوشتهء متن كه اين دو را يكى دانسته مورد ترديد است . براى اطلاع بيشتر ، نك : البداية و النّهاية ، ج 1 ، صص 259 تا 261 ؛ ابن اثير ، ج 1 ، ص 78 .